{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت

به خدا درد کمی نیست که با پای خودت
بدنت را بکشانی به سر دار خودت

کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد
بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت

درد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی
بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودت

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود! آه… به اصرار خودت!

بگذاری برود در پی خوشبختی خود
و تو لذت ببری از غم و آزار خودت

درد یعنی بروی ، دردسرش کم بشود
بشوی عابرِ آواره ی افکار خودت

اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت…
#ــــــــفؤادــــــــــــــــ*
لینک جدید کانال من در تلگرام*
https://t.me/joinchat/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۹)

جوانیم قهوه ی تلخی شدکه برای آرامش این درد مینوشم#تُ در کدا...

خورشید، هر روز صبحبه خاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند،هرگز ...

بر روی بوم زندگیهر چی میخواهی بکش زیبا و زشتش پای توست #تق...

مخـــابـــرات اینم باید اضافه ڪُنه ...مشتـــرک مــــورد نظــ...

سناریو بلولاک (قفل آبی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط