{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی که قصد مسافرت داشت پیش قاطرچی رفت تا از او قاطر کرای

شخصی که قصد مسافرت داشت پیش قاطرچی رفت تا از او قاطر کرایه کند.
صاحب قاطر گفت: چه قدر اسباب داری؟
مسافر گفت: یک صندوق کوچک والسلام
صاحب قاطر گفت: دیگر چیزی نداری؟
مسافرگفت: یک دست رختخواب و والسلام
او گفت: دیگر چه داری؟
مرد گفت: یک کیسه گونی خردوریز و چهار قالیچه والسلام
او گفت: دیگر همین؟
مسافر گفت: مادر بچه ها که همراه من است و والسلام
صاحب قاطر هم گوشش را خاراند و گفت: ما هم قاطر کرایه ای نداریم و والسلام
دیدگاه ها (۱۰)

شخصی که قصد مسافرت داشت پیش قاطرچی رفت تا از او قاطر کرایه ک...

🍞☕️ صبحانه ام،یک فنجان ، چای بهارنارنج استکمی از تو!🍂🌸وقتی ،...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط