{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی..........!!!

زندگی..........!!!

یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری،
دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی!
یه جور رهایی و بی احساسی کامل،
از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی،
به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری.
مردم بهش میگن قوی شدن،
اما من میگم:

"سِرشدگی"

"نه زندگی"
دیدگاه ها (۳)

بامن تومحبت که نداشتی باره غموتوسینه گذاشتی دیوونه ی عشق تون...

کام دنیا بر لبم هرگز نشد اما گذشتکس چه میداند چه ها بر ما گذ...

شـــکرت خــداکه دفتر عمرم باز است هنوزنمیدانم چند ورق مانده ...

آسمان تار ... زمین تور ... خیابان تیر است...«آه»... این کوچه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

«تو فقط یه آدم توی زندگیم نیستی…تو همون حسی هستی که وقتی میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط