{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستش می‌دارم

دوستش می‌دارم
چرا که می‌شناسمش
به دوستی‌ و یگانگی‌

هنگامی‌ که دستان مهربانش را
به دست می‌گیرم
تنهایی‌ِ غم‌انگیزش را درمی‌یابم
اندوهش غروبی‌ دلگیر است
در غُربت و تنهایی‌
همچنان که شادی‌اش
طلوعِ همه‌‌ی آفتاب‌هاست..

#شنبه_۱۴_بهمن_۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸)

و آغوشتابدیتی تمام ناشدنی‌ستچه دقیقه‌ها و روزهاییکه باید حل ...

برای زنی‌که دوستش دارماز زیبایی اش نگوییدو از آتش،عشق!برایش ...

با توام که بر دلمچه خوش نشسته‌ایبگو کجای این دنیامی‌شود #تو ...

برخی بودن ها عجیب حال آدم را خوب میکنند!مثلا همین به یادت بو...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط