{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد و دختر كوچولوي قشنگ

پیرمرد و دختر كوچولوي قشنگ
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم به من میگن که خیلی زشتم
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش با خوشحالی تمام دوید
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...
به راحتی میشه دل دیگران رو شاد کرد اگر که بخواهیمممم...........
دیدگاه ها (۷)

ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت / ندارم ...

کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد ...

مادرش آلزایمر داشت... بهش گفت: مادر یه بیماری داری . باید بخ...

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط