شعر_مهدوی
شعر_مهدوی
همراه طفل و پیر و جوان ایستاده ام
چون کوه با تمام توان ایستاده ام
بر غربت من و همه ی کودکان من
هرچند چشم بسته جهان، ایستاده ام
از خون لاله های وطن زنده ام هنوز
سروم که در هجوم خزان ایستاده ام
آتشفشان خشم و خروش و حماسه ام
توفنده، زنده، در فوران، ایستاده ام
تا روز محو لکه ی ننگ از دیار خود
تا روز مرگ دشمنمان ایستاده ام
تا صبح برقراری عدل و ظهور حق
پاینده تا سپیده دمان ایستاده ام
همراه طفل و پیر و جوان ایستاده ام
چون کوه با تمام توان ایستاده ام
بر غربت من و همه ی کودکان من
هرچند چشم بسته جهان، ایستاده ام
از خون لاله های وطن زنده ام هنوز
سروم که در هجوم خزان ایستاده ام
آتشفشان خشم و خروش و حماسه ام
توفنده، زنده، در فوران، ایستاده ام
تا روز محو لکه ی ننگ از دیار خود
تا روز مرگ دشمنمان ایستاده ام
تا صبح برقراری عدل و ظهور حق
پاینده تا سپیده دمان ایستاده ام
- ۶۲۳
- ۱۱ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط