{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نمیدونم چند جدید

پارت نمی‌دونم چند (جدید)

بچه ها اول این پارت بگم که ورق بزنید عکس یونیفرم شرکتی که ا.ت توش کار میکنه رو گذاشتم


علامت ا.ت+ علامت جی ــ
با این حرفی که جی گفت شرکت مثل بمب ترکید همه به تو با تعجب نگاه می‌کردند و زیر گوش همدیگه پچ پچ می‌کردن احساس میکردی همه ی چشم ها روی توهه از شدت فشار و احساس معذبی که بهت دست می‌داد سر تو پایین انداختی و آروم زیر لب طوری گفتی که جی بشنوه:
+چی میگی جی (آروم)



جی یه نیم نگاه معنا داری بهت انداخت که فهمیدی منظورش این بود که ما قرار داد بستیم آهی از سر ناچار کشیدی و فقط سرتو پایین انداختی


#وای رئیس تبریک میگم واقعا تبریک میگم من احساس می کردم با این اخلاقتون هیچ دختر بهتون نگاه نمیکنه ولی واقعا الان خوشحالم که یک خانم بسیار زیبا الان پارتنرتون هست

ــ هی مراقب حرفات باشه (اخم)
#بله ببخشید رئیس
ــ این چند مدت که من نبودم اوضاع شرکت چجوری بود ؟
#خیلی عالی با مدیریت من همه چی داره خوب پیش می‌ره ولی کلی پرونده روی هم تلنبار شده کلی کله گنده درخواست وکیل دادن و اونم نه وکیل های شرکت فقط شما حتی یکیشون بهمون پیشنهاد ۱۰میلیون دلاری داده اگر تا آخر هفته پرونده اش حل بشه

-- خب دیگه چی؟

#علاوه بر اون کلی وکیل کار بلد برای شرکت درخواست دادن ولی چون شما نیستید همینطوری درخواست ها موندن ‌
هنوز کارتون توی شرکت پدرتون تموم نشده نه؟

ــ نه فعلا کلی کار مونده باید اونجا باشم تو فعلا مراقب شرکت باش من دیگه میرم دفتر

#بله

+خسته نباشید

#اوه ممنونم خانم جوان

با این حرفی که زدی احساس کردی که جی حسودی کرد

ــ ا.ت بریم بالا دیگه

+ باشه

جی به سمت دفتر رفت و توهم پشت سرش راه افتادی در حینی که داشتی راه می‌رفتی کارمند های شرکت تو رو نگاه می‌کردند و زیر لب با هم پچ پچ میکردن از میان اون پچ پچ ها صدای یکی از کارمندای شرکت که یه دختر بود رو شنیدی که به دوستش گفت
علامت کارمند دختر&

&معلوم نیست رئیس جی این دختره ی خیابونی رو از کجا آورده شک نکن که حاملش کرده افتاده روی دستش وگرنه کی با این می‌ره سر خونه زندگی(خنده)


جی داشت راه می رفت که یهو ایستاد و به اون دختره خیره شد اون دخترا هم که دیدن جی داره نگاهشون می‌کنه سریع خودشون رو جمع کردن جی می‌خواست بره سمتشون که یهو استین جی رو گرفتی جی یه لحظه ایستاد و نگاهت کرد

+لطفاً تمومش کن بیا بریم دفتر .من خیلی از این حرفا شنیدم

--اخه
+ازت خواهش میکنم

جی دستتو گرفت برات حس عجیب و خوبی بود احساس میکردی که الان کسی رو داری که پشتته یه تکیه گاهی داری قبلاً وقتی بهت این حرفا رو میزدن برای هیچکس مهم نبود و این اولین باری بود برای کسی مهم بود این موضوع
جی تو رو به سمت آسانسور مخصوص خودش برد (یه توضیح جداگانه که منظورم از آسانسور جداگانه یعنی اینکه کارمندان یه آسانسور و رئیس یه آسانسور که مثلاً وقتی رئیس میخواد بره دفتر خودش یک ساعت منتظر نباشه بقیه ی کارمندان به طبقه ی مورد نظرشان برسن. بعله آخه بگو این همه توضیح واسه آسانسور چیه؟😑)

سوار آسانسور شدید دستت رو از دست جی جدا کردی بر خلاف میلت جی چیزی نگفت وقتی به طبقه ی آخر رسیدید از آسانسور خارج شدید مثل اینکه این طبقه مختصر به جی بود فضای فوق لوکسی داشت پشت سر جی راه افتادی تا به یک در رسیدید که روی در یک تابلوی طلایی بود که روش نوشته بودن اتاق رئیس .
جی رمز درو زد و درو باز کرد و داخل رفتید به محض اینکه وارد شدید جی کتش رو در آورد استین هاش رو بالا داد و کراواتش رو شل کرد و روی صندلی چرمش که سیاه بود نشست و بهت خیره شد

+میشه بگی دقیقا تو کی هستی؟......




#جی #انهایپن #چندـپارتی
دیدگاه ها (۰)

علامت ا.ت + علامت جی ـــجی بهت پوزخند زد ــ کنجکاوی ؟ +اره ...

مهم

⇠ متن نامه هیسونگ از انهایپن سلام، من هیسونگ هستم.اول از هم...

علامت ا.ت علامت جی ـ بلاخره بعد از کلی فکر کردن و گریه کردن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط