{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شد وجودم از تو مالامال، باور میکنی؟

شد وجودم از تو مالامال، باور میکنی؟
چون سکوتی غرق در جنجال، باور میکنی؟

تو منیژه هستی و بیژن میاندازی به چاه
تا میافتد گونه هایت چال، باور میکنی؟

شاهنامه زرنگار از عشق ورزی های ماست
تو همان رودابه ای من زال، باور میکنی؟

طوطیان حافظیه کرده اند از بر تو را
شاه بیت برگه های فال! باور میکنی؟

برف قفقاز است اینی که نشسته بر تنت
چشم تو دریاچه ی آرال، باور میکنی؟

با چنین رنگ طلایی ارزشش نشمردنی ست
تار ابروی تو هر مثقال، باور میکنی؟

جنگلی "خودخاه" دارد میرود در مه فرو
تا میاندازی "سر خود" شال، باور میکنی؟

باغت آباد! اینهمه نوبر نشو، دلواپسم
راضی ام حتا به سیبی کال، باور میکنی؟

ماندگار است این غزل، چون وصف زیبایی توست
عشق می ماند هزاران سال، باور میکنی؟
دیدگاه ها (۳)

‏بر بالشی از خاطره بگذار سرت راباشد که فراموش کنی دور و برت ...

دلم میخواهد آغوشی وفایش ماندنی باشدن سرد گردد ز احساسشن دلسر...

ای در رگ زمانم جاری تر از نفس تو!ای بال و آسمان تو! پرواز، ت...

یک فنجاندعا مهمان من باشروزه دارن طاعاتتون قبول حق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط