{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل سوم

فصل سوم
تصمیم واسه طلاق قطعی شده بود،زنگ زدم به بابام وموضوع روبراش گفتم .بابام خیلی ناراحت شدکه چرازودترازاینابهش خبرندادم بخاطرهمین اومد تاکارایه منودرست کنه ،به احمد گفتم که دیگه زندگیمون داره نفسایه اخرشومیکشه ومیخوام درخواست طلاق بدم اونم خیلی راحت کناراومدچون خودش میدونست اشتباهاتش زیادبود.چندروزی گذشت وبابام دنبال کارایه طلاقم بودتقریبادوماه طول کشیدکه ماازهم جداشدیم ، دیگه راحت شدم .دیگه غصه ی چیزی رونمیخوردم ،امامگه بدبختیام تموم میشدیه هفته بعدازطلاقم بابام سکته ی قلبی کردوبه یه روز نکشیدکه فوت کرد،خدایاگله نمیکنم بازم شکرت....بعدازفوت بابام ضعیف بودنموحس کردم اخه چرا بدبختیام تموم نمیشه کاش همش یه خواب بودیه خواب بلند......،حدوددوماه ازفوت پدرم گذشت که فهیم اصرارداشت بیادخاستگاریم،زیادخواهانش نبودم اماتهدیدم کردکه اگه قبول نکنم به همه میگه که باهاش دوست بودم
منم قبول کردم ،اومدخاستگاریم ورفتیم محضرعقدکردیم ویک ماه بعدشم رفتیم سرخونه زندگیمون بعدازدوماه زندگیه عاشقانه ای که داشتیم حامله شدم ،خیلی خوشحال بودم که دارم مامان میشم ،9ماه گذشت ومن وفهیم صاحب طاهاکوچولویه تپل شدیم ،تازه داشتم خوشبختی روحس میکردم اماهیچ زندگی ای بدون مشکل نیست .نمیدونستم چرافهیم اصلانمیرفت سرکارهمش یاتوخونه خواب بودیامیرفت بیرون اخرایه شبم به زورمیومدمنم درگیربزرگ کردن طاها...
دیدگاه ها (۱)

🔴شوخی‌هایی که احترام ما را نابود میکنند. آیا تا به حال فکر ک...

بذارین از دستتون بدن..

*با کسی که دوستش دارید ساعت‌ها حرف بزنید،چای بنوشید، او را ا...

💙یادت نره:بعضی وقتا حرف‌نزدن یه قدرت فوق‌العاده‌ست. لازم نیس...

سردته؟🥶 یه گرمای دلنشین نزدیکت میخوای! 🔥مینی هیتر برقی Warm ...

در جهانی دیگر، حتی اگر گلوله‌ای در تفنگ بودی؛ باز هم به سمتِ...

🍁"" زندگی"" را به تو تعارف کردند    عاشقش باش و بخند    نه ک...

┄┄┄┅┅𑁍❤️𑁍┅┅┄┄┄‌فرقے نمے ڪند 🌸💫اول هفتہ باشد ،وسط هفتہ یا آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط