{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بار پ

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بار پاره ام را بسته ام...
زخم پایم درد دارد،صبرکن
تا کسی مرحم گذارد،صبرکن...
صبرکن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی...
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شب ها نبود...
صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام...
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم...
دیدگاه ها (۵)

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 61_ولی یک آدم چطور م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط