{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

RESPECT OR DIE : پارت سوم

RESPECT OR DIE : پارت سوم

قدم‌هایی آرام از پشت سرش نزدیک شد...

تق...
تق...
تق...

تمام راهرو ناگهان ساکت شد...
نیلا برگشت...
و برای اولین بار...
او را دید...

مردی با کت مشکی که با آرامش در راهرو قدم می‌زد...

چهره‌اش سرد بود...
نگاهش بی‌احساس...
اما چیزی در چشم‌هایش وجود داشت که باعث شد حتی نیلا برای یک لحظه نتواند حرف بزند...

تمام افراد حاضر سرشان را پایین انداختند...
(( رئیس))

جونگ‌کوک بدون اینکه به آن‌ها نگاه کند از کنارشان رد شد...
اما وقتی به نیلا رسید...
ایستاد...

چند ثانیه سکوت...
نگاه جونگ‌کوک روی صورت خیس نیلا ثابت ماند...

سپس آرام گفت:
(علامت جونگکوک)+ تو باید نیلا باشی

نیلا سعی کرد ترسش را نشان ندهد...
— و تو باید جونگ‌کوک باشی

چند نفر در راهرو با شنیدن حرفش سرشان را بالا آوردند...
هیچ‌کس...
هیچ‌کس با جونگ‌کوک این‌طور صحبت نمی‌کرد...

اما جونگ‌کوک فقط لبخند بسیار کمرنگی زد...
+ جالبه

یک قدم به او نزدیک شد...
+ معمولاً وقتی اسم من رو می‌شنون این‌قدر راحت جواب نمی‌دن...

نیلا بدون اینکه عقب برود گفت:
— من معمولی نیستم

چند ثانیه نگاهشان در هم قفل شد...
جونگ‌کوک سرش را کمی خم کرد...
+ اینو خودت قراره ثابت کنی...
بعد از کنار او عبور کرد...

اما درست قبل از اینکه دور شود ایستاد و بدون اینکه برگردد گفت:
+ و نیلا؟
— چی؟

صدای سردش در راهرو پیچید...
+ از امشب دیگه هیچ‌چیز توی زندگی‌ت معمولی نیست

نیلا به پشت سرش نگاه کرد...
جونگ‌کوک در تاریکی راهرو ناپدید شد...
و نیلا هنوز نمی‌دانست...
آن شب، فقط برای پیدا کردن برادرش وارد آن ساختمان نشده بود...

او وارد دنیایی شده بود که خروج از آن
شاید دیگر ممکن نبود...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

RESPECT OR DIE : پارت چهارمنیلا چند ثانیه همان‌جا ایستاده بو...

RESPECT OR DIE : پارت پنجم آرام آن را برداشت...— شما درباره‌...

RESPECT OR DIE : پارت دوم ...

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

RESPECT OR DIE : پارت ششم صدای قدم‌های نیلا در راهروی طولانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط