{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

,,ای واویلا همی چوقه برش بی,,

,,ای واویلا همی چوقه برش بی,,
ای واویلا همی تنبون کونش بی ,,

تواستان ماشهرستانی هست بنام ,,تنگستان یا اهرم,,که این داستا
نک برمیگرده به دهه های پیش
مثلاشماسال۱۳۲۰رادرنظربگیرید

....صفرفرزندملاعلی ازصبح که چشم بازکرده بودیه تکه نونی هم تودهنش
نگذاشته بود.ملاعلی امروزروزهفتش بود
وازاطراف واکناف فامیل وآشنایان برای
تسلی خاطربازماندگان قدم رنجه میکردندملاعلی یکی ازملاکین بودومیشه یه جورایی گفت که حالا که مرده بود برا
بازماندهاش بدهم نشده بود.صفرفرزندبزرگش به چندتا ازدوستا
ن نزدیکش سفارش کرده بودکه هواش راداشته باشن حالا چرا عرض میکنم.
قبلاتنگستانیها رسم داشتندکه وقتی پدر
خانواده فوت میکردپسربزرگش وظیفه
داشت که فوجی راکه جهت تسلی می
آمدندسریع به پیشوازشون بره وخاکستری راکه قبلاگوشه ای ازحیاط جهت پاشیدن روسروصورت تهیه شده روسرخودش بپاشه ودودستی توسرخودش بزنه وبقیه عزاداران کت وکلاه وعصا وشلواروچوقه که لباسیه مث ,,ردا,,سرچوب بزنن ودوره بگیرن وبخونن
,,ای واویلا همین عصا دسش بی,,
ای واویلا همین تنبون کونش بی,,
ای واویلا همین کت تنش بی,,
ای واویلا همین چوقه برش بی,,
صفربه دوستانش سفارش کرده بود که نزارن زیادخودشو بزنه دوستان هم ازصبح هواسشون به صفربود که زیاد اذیت نشه وهرجا بودندمیومدن ومحکم میگرفتنش.
ازصبح علی طلوع ,,گنجی ,,که همان گنجعلی با شه باچشمان بابا قورقوریش ودندونای زردش ولباسش که ازپارچه چیت درست شده بودوسط مردم میرفت ومیومدوبرامردم قلیون چاق میکردوتا
قلیون رابدست کسی میدادبازبون الکنش میگفت دودغ غ غم نکشی که این معمولا
بایدطرف مقابل براتشکرمیگفت که به این ترتیب طرف میموندکه چی بگه!!
,,گنجی,, قلیون استفاده شده ای رااز
کسی گرفت وبردکه بازچاقش کنه سرقلیون راتکوندروخاکستراورفت که تنباکوبزاره وبقولاحالی بهش بده.
دسته جدیدی ازفامیل که تعدادشون هم کم نبودازراه رسیدن صفرازجاپریدو
مقداری خاکسترروسرخودش پاشید
وفوری به پیشوازگروه جدیدرفت اولین ضربه ای را که به سرخودش زددوستان ازراه رسیدندومحکم دستای صفررا گرفتندازقضاچندتازغال آتیشی که گنجعلی پاشیده بودروخاکستراازپشت یقه گردن وجلورفته بودندتولباسش وعمق فاجعه اینجا بودکه صفرهرچه میگفت سوختم کسی متوجه نمیشد ومرتب میگفتن بله میدونیم خدا بیامرزه
ملاعلی راآدم خوبی بودهرچه بیشترتقلا
میکردمحکم ترمیگرفتنش صفرحالا صداش مث زوزه گرگ شده بودو بقیه هم رابه هیجان آورده بودفریاد میزد :
قرمساق هاسوختم
نامردها سوختم
ریدم به قبرملاعلی سوختم ...
ولی مگه کسی میفهمیدبالاخره ولوشد
کف حیاط بوی کبابی هم که میومد باعث شده بودکه بقیه بیشتربه وجدبیان وعزاداری راپرشورتربرگزارکنن
چندنفردویدن که آب بیارن وصفررا
به هوش بیارن وبقیه هم چوب بدست
میخوندند:
ای واویلا همی تنبون کینش بی
ای واویلا.........
,,پایان,
دیدگاه ها (۱۵)

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط