{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از آن چشم خمارت بخدا می ترسم

من از آن چشم خمارت بخدا می ترسم


زلف و گیسوی تو در باد رها می ترسم


گاه گاهی که دو چشمان تو دارند نگاه


من از آن برق نگاهت بخدا می ترسم
دیدگاه ها (۴)

مشترک مورد نظر خطشوتـــورواحســـاستوعشـــقتووجـــــــــودتوب...

شطـــرنج دلم ،شکسته شد بی رخ تـــو ؛در صفحه ی عشق ،ماتِ شاهت...

گاهی "دلم" می خواهد"کفش هایم" را "تا" به "تا" بپوش...

با خیالت زندگـی مـی کـنــم..و با خودت عــاشقـی..کاش دو بار ز...

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

عاشقانه های شبنم

آن پیچکهای یاغی، آرزو حاجی خانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط