منوتوبرایماشدنساختهنشدهبودیم

—مـن‌وتـو،برایِ‌مـا‌شـدن‌ساختـه‌نشـده‌بودیـم..
برای من و تو، هیچ پایان خوبی وجود نداشت.
هربار خودمو گول زدم، گفتم میای، برمی‌گردی.
اما نیومدی، تو یادت رفت قسم خورده بودی
به حسی که شکل گرفته بود و می‌پرستیدیش.
تو همه چیز و یادت رفت، ما رو، منو، حسی
که بین بود و حتی ماه، تو ماهتو فراموش کردی.
الان آسمونت تاریک شده؟ فکر نکنم، احتمالا ی  ماه جدید پیدا کردی و بهش میگی حتی وقتی
کامل نیست هم دیوونه کننده است، آره؟ تمامِ
حرفایی که به من زدیو الان داری به اون میگی.
دیدگاه ها (۰)

او میخندید.. اما بدونِ من،و این غمگین ترین خوشحالیِ من بود.

ماجرای این همه غم چیه تو چشات؟ همشونو دفن کن تو بغل من؛

من بودم و تو آمدیآمدی زندگی به کامم شیرین کنیغم از یاد ببریخ...

تایادم میاد!دلم همیشه میشکسته برات...

p20هوا نزدیک عصر شده بود. بخشی از آشپزخانه خلوت بود و ات برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط