📚 #حکایتیبسیارزیباوخواندنی
📚 #حکایتیبسیارزیباوخواندنی
💎انوشیروان در نوجوانی معلمى داشت . روزى معلم ، او را بدون تقصیر بیازرد. انوشیروان کینه او را به دل گرفت ، تا اینکه سرانجام به پادشاهى رسید.
روزى معلم را طلبید و با تندى از او پرسید که چرا به من بى سبب ظلم نمودى؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدرت تو نیز به پادشاهى برسى ، پس خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ...
اگر مسئولان کنونی کشور از میان محرومان انتخاب میشود امروز وضع کشور این نبود چون درد فقر چشیده بود به فکر آحاد جامعه بود نه فقط به فکر دور بریا و آقازاده هاشون خانه و ازدواج جوانان رویا نمیشود
💎انوشیروان در نوجوانی معلمى داشت . روزى معلم ، او را بدون تقصیر بیازرد. انوشیروان کینه او را به دل گرفت ، تا اینکه سرانجام به پادشاهى رسید.
روزى معلم را طلبید و با تندى از او پرسید که چرا به من بى سبب ظلم نمودى؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدرت تو نیز به پادشاهى برسى ، پس خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ...
اگر مسئولان کنونی کشور از میان محرومان انتخاب میشود امروز وضع کشور این نبود چون درد فقر چشیده بود به فکر آحاد جامعه بود نه فقط به فکر دور بریا و آقازاده هاشون خانه و ازدواج جوانان رویا نمیشود
- ۹۱۷
- ۰۶ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط