این هم اسمات 👇🏻 👇🏻 🫣🫣🤣
این هم اسمات 👇🏻 👇🏻 🫣🫣🤣
سریع دست ا.ت رو گرفته انداخت روی تخت و روش خیمه زد شروع کرد بوس.یدنش همینجوری داشت که می بوس.ید کمر ا.ت رو نوازش میکرد ل.ب شو از ل
ب ا.ت برداشت شروع کرد کبود کردن گردن ا.ت سرشو پایین تر برد لباس ا.ت رو پاره کرد حالا ا.ت با سوت.ین شو.رت جلوش بود ( بنده آب شدممم 🫣😂) جونگکوک لباس های خودشم در آورد فقط با باک.سر بود دوباره روی ا.ت خی.مه زده سوتی.ن ا.ت رو پاره کرد سی.نهی ا.ت رو برد تو دهنش می مکید(اوقق🤢) اون یکی رو می مال.وند همینجوری ادامه داد ازشون دست برداشت ش.ورت ا.ت رو پاره کرد رون ا.ت رو گاز میگرفت کبود میکرد که ا.ت نال.ه کرد
همینجوری به کارش ادامه داد بعد یکدفعه هر سه انگشت شو رو وا.رد ا.ت کرد( اه اه چندشش😂🤢)
ا.ت از درد به ملافه چنگ میزد نال.ه میکرد همینجوری با سرعت پیش رفت جونگکوک طاقت نیاورد انگشت هاشو خارج کرد نا.لههای اعتراض ا.ت بلند شدجونگکوک باکس.رشو درآورد دی.ک شو تو دستش گرفته
یکدفعه وارد ا.ت شد بی توجه به گریه های ا.ت همینجوری داخلش می ک.وبید ا.ت نا.له میکرد ( غلطططط کردمممم 😂🤣)
سریع دست ا.ت رو گرفته انداخت روی تخت و روش خیمه زد شروع کرد بوس.یدنش همینجوری داشت که می بوس.ید کمر ا.ت رو نوازش میکرد ل.ب شو از ل
ب ا.ت برداشت شروع کرد کبود کردن گردن ا.ت سرشو پایین تر برد لباس ا.ت رو پاره کرد حالا ا.ت با سوت.ین شو.رت جلوش بود ( بنده آب شدممم 🫣😂) جونگکوک لباس های خودشم در آورد فقط با باک.سر بود دوباره روی ا.ت خی.مه زده سوتی.ن ا.ت رو پاره کرد سی.نهی ا.ت رو برد تو دهنش می مکید(اوقق🤢) اون یکی رو می مال.وند همینجوری ادامه داد ازشون دست برداشت ش.ورت ا.ت رو پاره کرد رون ا.ت رو گاز میگرفت کبود میکرد که ا.ت نال.ه کرد
همینجوری به کارش ادامه داد بعد یکدفعه هر سه انگشت شو رو وا.رد ا.ت کرد( اه اه چندشش😂🤢)
ا.ت از درد به ملافه چنگ میزد نال.ه میکرد همینجوری با سرعت پیش رفت جونگکوک طاقت نیاورد انگشت هاشو خارج کرد نا.لههای اعتراض ا.ت بلند شدجونگکوک باکس.رشو درآورد دی.ک شو تو دستش گرفته
یکدفعه وارد ا.ت شد بی توجه به گریه های ا.ت همینجوری داخلش می ک.وبید ا.ت نا.له میکرد ( غلطططط کردمممم 😂🤣)
- ۵۰۵
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط