{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزي ميرسه كه...

روزي ميرسه كه...
عشقم خسته و كوفته از سركار مياد خونه
بهش خسته نباشيد ميگم
اونم بوسم ميكنه ميره دوش بگيره
تا ميره حموم داد بزنم اقااااااااامون؟!؟
از پشت در بگه جووووووون دلم؟!
بهش بگم بدوو بدووو درو باز كن
درو باز كنه بگه چي شده خانومم؟!
با ذوق بهش بگم ميزاري خط ته ريشتو من بزنم؟!
اقامونم لباسشو در بياره بگه لازم نكرده
تو برو غذاتو درست كن جاسويچي!!!!
منم قيافمو اينجوري كنم (╯︵╰,)
با غرغر بيام بيرون اونم از پشت بغلم كنه
بگه چه نازنازي تشريف دارن بعضيا
منم با ذوق برم سمتش تا خط ريششو بزنم
سرشو خم كنه تا قدم بهش برسه
بعد يهو چشمم به بازوهاي لختش بيوفته
مظلوم نگاش كنم بگم همممم اقااا؟!؟
اونم بازوشو بياره جلو بگه بيا گازش بگير لوسكم
منكه يه خانوم كوچولو بيشتر ندارم
#A
دیدگاه ها (۴۵)

عشقی حقیقی

قفس سیاه p2

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐جونگکوک:اه مامان ولش کن بیا بغلم باهم ف...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط