پارت جدید ..میگذرد..
سیلام
خب دیگه بریم...
شروع
.
.
.
ویو یویی:
مایکی ولم نمیکرد منم هرچی تقلا میکردم نمیشد پس تصمیم گرفتم یک کاری بکنم
یویی : هوی مایکی
مایکی : هوم؟
یویی : منو نمیزاری زمین ؟
مایکی : ن
یویی : بهت دورایاکی میدما !
مایکی : میتونی وقتی رفتیم پیش اما اینکار رو بکنی
یویی : نه اما منو ببینه سوال پیچم میکنه
مایکی : نگران نباش تنها کسی که قراره سوال پیچت کنه اما نیست
یویی : ها ؟
مایکی : دراکن
دراکن بدبخت که تا الان ساکت بود گفت : چته؟
مایکی : زنگ بزن بقیه هم بیان
یویی : بقیه منظورت کیا هستن ؟
مایکی : پاه، باجی و میتسویا
یویی : فکر میکردم باجی...
مایکی : نه اون دیگه موضوعی نیست
یویی : خب پس کازوتورا چی؟
مایکی :....
یویی به دراکن نگاه کرد ولی جوابی نشنید
یویی : چرا جوابم رو نمیدین
مایکی : بعدا راجبش حرف میزنیم
یویی : مرده!؟
دراکن : نه بابا چرا بدبخت رو از الان موز له شده میکنی
یویی : 😅
یویی دید حواس مایکی پرت شده و رفته تو فکر پس از فرصت استفاده کرد و...
.
.
.
پایان این پارت •
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
تا پارت بعد جانه ♡
خب دیگه بریم...
شروع
.
.
.
ویو یویی:
مایکی ولم نمیکرد منم هرچی تقلا میکردم نمیشد پس تصمیم گرفتم یک کاری بکنم
یویی : هوی مایکی
مایکی : هوم؟
یویی : منو نمیزاری زمین ؟
مایکی : ن
یویی : بهت دورایاکی میدما !
مایکی : میتونی وقتی رفتیم پیش اما اینکار رو بکنی
یویی : نه اما منو ببینه سوال پیچم میکنه
مایکی : نگران نباش تنها کسی که قراره سوال پیچت کنه اما نیست
یویی : ها ؟
مایکی : دراکن
دراکن بدبخت که تا الان ساکت بود گفت : چته؟
مایکی : زنگ بزن بقیه هم بیان
یویی : بقیه منظورت کیا هستن ؟
مایکی : پاه، باجی و میتسویا
یویی : فکر میکردم باجی...
مایکی : نه اون دیگه موضوعی نیست
یویی : خب پس کازوتورا چی؟
مایکی :....
یویی به دراکن نگاه کرد ولی جوابی نشنید
یویی : چرا جوابم رو نمیدین
مایکی : بعدا راجبش حرف میزنیم
یویی : مرده!؟
دراکن : نه بابا چرا بدبخت رو از الان موز له شده میکنی
یویی : 😅
یویی دید حواس مایکی پرت شده و رفته تو فکر پس از فرصت استفاده کرد و...
.
.
.
پایان این پارت •
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
تا پارت بعد جانه ♡
- ۴۶۹
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط