{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها این یکی از پارتای خیلی جلوعه ولی دلم خواست الان بن

بچه ها این یکی از پارتای خیلی جلوعه ولی دلم خواست الان بنویسم ذوق دارم


ویو جنیل

داشتم از پله های تالار بالا مرفتم که یه مرده دستمو گرفت
مرده: خیلی ببخشید شما خیلی زیبا هستید میشه باهم حرف بزنیم
جنیل: بله چرا که نه
شروع کردن حرف زدن و خندیدن جونکوکم داشت از اون ته بهشون نگاه میکرد و ویسگی میخورد
مهمونی تموم شد و جنیل برگشت به خونش رفت حموم اومد موهاشو خشک کرد روتین پوستیشو انجام و ی لباس خواب پوشید داد رفت تبقه پایین که شراب بگیره دستش بخوره و بشین سراق کاراش داشت با لب تابش کاراشو انجام میداد که زنگ خورد رفت درو باز کنه که دید جونکوکه ولی خیلی مسته
جنیل: جونکوک اینجا چیکار میکنی
جونکوک اول سرتا پاشو انالیز کرد
جونکوک: حالم خوب نیست فقط تو میتونی خوبش کنی (با حالت مست)
جنیل: منظورت چیه
جونکوک دستشو انداخت دور کمر جنیل و نزدیکش شد
جنیل: چیکار میکنی
جونکوک شروع کرد به بو کردن گردن جنیل و ی گاز گرفت
جنیل: آیی
جونکوک: تو خیلی سکسی شدی...... ولی وقتی دیدمت با اون مرده داری صحبت میکنی و میخندی دلم میخواد از اون شبای سخت باهات بسازم تا بفهمی فقط مال منی
جنیل: من مال هیشکی نیستم
جونکوک: تو فقط مال منی فهمیدی وگرنه از اون شبای سخت داریم
جنیل فقط نگاش کرد
جونکوک: میتونم تو چشمای آبیت قرق شم
جونکوک گردن جنیل رو گرفت و شروع کرد به بوسیدنش وحشیانه میبوسیدش نفس کم اورد و ول کرد
جنیل: چه غلطی میکنی
جونکوک چیزی نگفت و شروع کرد به کیس گذاشتن رو گردن جنیل
جنیل: ولم کن عوضی
جونکوک: هیس خانم پلیسه بزا کارمو بکنم
بعد 20 دقیقه جونکوک ول کرد ولی فقط کیس انداخت و جنیل رو لمس کد بعدش شروع کرد به درو وردن پیراهنش و کتش که بره بخوابه
جنیل: اینجا میخوابی
جونکوک: اوهوم
جنیل: نمیشه
جونکوک: ساکت بابا
رفت رو تخت و جنیل رو کشید تو بغل خودش جنیل بکم دستو پا زد ولی جونکوک توجه نکرد فقط از پشت بغلش کرد و گفت
جونکوک: تو ولم نکن خانم پلیسه اگه تو نباشی واقعا دیگه زندگی بهم معنی نمیده من زیادی دوست دارم
جنیل فقط بغض کرد و از روی پشیمونی هیچی نگفت

و تمااااام بچه ها ایت یکی از پارتای جلوتره من الان براتون گذاشتم که ببینین خوشتون میاد یا نه بایییییییی
دیدگاه ها (۰)

P1 .PRISON MAFIA.

.PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط