{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزترینم

عزیزترینم
نزدیک نیا
همین قدر دور بمان
بگذار همین اندازه دوستت داشته باشم
می ترسم بیایی
چیزی بگویی
برنجم
و دیگر دیوانه ات نباشم

بگذار همین طور شاعر بمانم
به یاد چشمانت شعر ببافم
و شب ها را کمتر بمیرم

نزدیک که بیایی
همه چیز خراب می شود
طعم بی تفاوتی هایت
دهانم را گس می کند
و شاعری را
از سرم می پراند


دور باش
تا ابر تیره ی دلتنگی
زار زار ببارد
تا آسمان دلم صاف شود
و چیزی کنج دلم همیشه قنج برود
چیزی مثل انتظار دیدن تو...
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝﺩﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﭙﯿﺪﻥﻭﺗﭙﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎ...

.چند بار بگویم وقتی با منینگرانِ چشمِ شورِ مردمِ چشم تنگ نبا...

دلتنگ توأمو قطره قطره ی اشکمدانه دانه ی پرنده هایی ستکه از ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط