Monster
P5
جلوت رسما یه کشتار دست جمعی بود؛یه قتل عام به معنای کامل
عاشق فیلمای اکشن و جنگی بودی،ولی الان،وقتی داری توی یکی از اون فیلما زندگی میکنی میبینی تجربه کردنشون اصلا خوب نیست،نبوده و نخواهد بود
بین این همه هیاهو،چشمت فقط مردتو میدید که در حالی که دوتا تیر توی کتفش خورده بود داشت با تمام وجودش برای قلمروش...نه قلمرو کلمه خوبی نیست،به نظرم تمام داراییاش که تو باشی،دیوانه وار میجنگید
زانوهات سست شد و افتادی روی زمین
با صدای ضعیف اما بلندی داد زدی
_هیونجینننن!
جیمز سریع همون موقع که تورو دید به اطاعت از دستوری که هیونجین بهش داده بود سمتت اومد و از بازوهات گرفت
جیمز_خانم بیاید بریم تو،آقا دستور داده با تمام وجود ازتون محافظت کنم،نگران آقا نباشید،حالش خوبه،بدتر از اینا هم تجربه کرده
با چشمای پر از اشک به روبهروت که هیونجین توی دیدت بود نگاه کردی که یهو
صدای شلیک اومد و هیونجین افتاد روی زمین
به قلبش نخورد،به هیچ جای حیاتیش نخورد،به شکمش خورد و همونم باعث شد اون قامت بلندش روی زمین بیفته
بی توجه به همه،اسم هیونجینو داد زدی و با تمام قدرتت به سمتش حرکت کردی
یعنی دقیقا پا گذاشتن تو لونه شیر!
ولی برات مهم نبود،فقط میخواستی کنار مردت باشی تا بفهمه تنها نیست
هیونجین:ا/تتتتت برو تو اتاق(با داد)
قبل اینکه بخوای حرکتی بکنی توسط نیروهای دشمن گرفته شده بودی
هلت دادن سمت هیونجین و دستاتو از پشت گرفتن تا نتونی فرار کنی
جلوت رسما یه کشتار دست جمعی بود؛یه قتل عام به معنای کامل
عاشق فیلمای اکشن و جنگی بودی،ولی الان،وقتی داری توی یکی از اون فیلما زندگی میکنی میبینی تجربه کردنشون اصلا خوب نیست،نبوده و نخواهد بود
بین این همه هیاهو،چشمت فقط مردتو میدید که در حالی که دوتا تیر توی کتفش خورده بود داشت با تمام وجودش برای قلمروش...نه قلمرو کلمه خوبی نیست،به نظرم تمام داراییاش که تو باشی،دیوانه وار میجنگید
زانوهات سست شد و افتادی روی زمین
با صدای ضعیف اما بلندی داد زدی
_هیونجینننن!
جیمز سریع همون موقع که تورو دید به اطاعت از دستوری که هیونجین بهش داده بود سمتت اومد و از بازوهات گرفت
جیمز_خانم بیاید بریم تو،آقا دستور داده با تمام وجود ازتون محافظت کنم،نگران آقا نباشید،حالش خوبه،بدتر از اینا هم تجربه کرده
با چشمای پر از اشک به روبهروت که هیونجین توی دیدت بود نگاه کردی که یهو
صدای شلیک اومد و هیونجین افتاد روی زمین
به قلبش نخورد،به هیچ جای حیاتیش نخورد،به شکمش خورد و همونم باعث شد اون قامت بلندش روی زمین بیفته
بی توجه به همه،اسم هیونجینو داد زدی و با تمام قدرتت به سمتش حرکت کردی
یعنی دقیقا پا گذاشتن تو لونه شیر!
ولی برات مهم نبود،فقط میخواستی کنار مردت باشی تا بفهمه تنها نیست
هیونجین:ا/تتتتت برو تو اتاق(با داد)
قبل اینکه بخوای حرکتی بکنی توسط نیروهای دشمن گرفته شده بودی
هلت دادن سمت هیونجین و دستاتو از پشت گرفتن تا نتونی فرار کنی
- ۹۳۴
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط