{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باصدای باران که هیچ

باصدای باران که هیچ
با صدای چیک چیک قطره های آب در داخل سینک هم میتوان عاشقی کرد، اگر یار باشد.
با صدای موسیقی دلنواز فرانسوی که هیچ
با صدای دوره گردِ خیابان ارابه به دست هم میتوان آرامش را لمس کرد، اگر یار باشد.
بعد از دیدن خوابی ترسناک هم
میتوان لبخند زد، اگر که چهره ی معصوم یار در خوابی عمیق بدرخشد.
میتوان زندگی را هنگام مرگ هم در آغوش کشید، زمانی که یار باشد.
"دوست داشتن "قشنگ ترین حس دنیا میشود
اگر که
یار
"باشد"
و
باشد.
دیدگاه ها (۴)

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 61_ولی یک آدم چطور م...

ابلیس

FALLEN ECHOESPart 12هیونجین وقتی از ساختمان متروکه خارج شد، ...

فصل دوم :تا وقتی که عاشقت شدم

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

CAPTURED IN PARIS

خاطرات ناتمامPart2+احمقی؟ یادت رفته دفعه قبل چون دستت خورد ب...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط