صورتبندی مسئلۀ سواد دانشگاهی
صورتبندی مسئلۀ سواد دانشگاهی
ما دانشگاهیان از طریق نوشتن و آفرینش متنهای قابل قبول است که شایستگی و هویت حرفهایمان شکل میگیرد و ارتقا پیدا میکند. ما از طریق نوشتههایمان در نظام دانشگاهی، فردی با هویت و منزلت دانشگاهی میشویم و قابلیت دیده شدن و رسمیت یافتن مییابیم. گمان میکنم این موضوع، حداقل برای دانشگاهیان امری کاملاً بدیهی و بینیاز از شرح و بسط یا ارائۀ شواهد تجربی و دلایل نظری باشد، زیرا بخشی از «تجربۀ زیستۀ»[1] دانشگاهیان است. همانطور که توماس کوهن در کتاب کلاسیک و پرآوازهاش، ساختار انقلابهای علمی (کوهن، ۱۳۸۹)، نشان داده است نوشتن، رسانۀ علم است و زبان آکادمیا، زبان مکتوب است. این محصولات مکتوب در قالبهای مختلف شامل کتاب، مقاله، رساله، گزارش تحقیق و مونوگراف تولید و به کمک فناوری چاپ و فناوری دیجیتال و الکترونیک ارائه میشود. این متون مکتوب و انتشار یافته، به نهاد دانشگاه، رشتههای دانشگاهی و افراد دانشگاهی هویت دانشگاهی میدهد. به همین دلیل «نوشتن» و مجموعۀ معانی، هنجارها، رویهها و الگوهای آن یکی از مهمترین مؤلفههای «فرهنگ دانشگاهی» را شکل میدهد. تحقیقی نشان میدهد که پرسشها و پاسخهای مکتوب در مقایسه با حالات کلامی چهره به چهره در سطح شناختی بالاتری قرار دارند. نوشتن نه تنها در فرایند تولید دانش و پژوهش، بلکه در امر آموزش نیز اهمیت زیادی دارد. ازآنجاکه دانشجویان زمان بیشتری برای تفکر و نظم بخشی به افکار خود دارند، استادان میتوانند پرسشهای شناختی مکتوب در سطحی بالاتر را بپرسند (گریسون و آندرسون، 1383). امروزه حتی در کشورهای توسعهیافته، نوشتن پایاننامه و رساله اهمیت زیادی دارد و نوشتن خوب آن، مبیّن بلوغ علمی و تواناییهای دانشجو میباشد (رضاییان و همکاران، 1384).
با وجود تمام دلالتها و کارکردهایی که نوشتن برای آموزش عالی و دانشگاه دارد، ما در ایران در زمینۀ نوشتن دانشگاهی، مسئلهها، اهمیت و جایگاه آن با نوعی کاستی آزاردهنده روبهرو هستیم. این مشکل نه تنها در ایران و زبان فارسی، بلکه در دیگر زبانها و جوامع نیز وجود دارد2007: 10) Golden-Biddle and Locke,). کمبود دانش و گفتگو در زمینۀ نوشتار و نگارش دانشگاهی به معنای مسئلهمند نبودن این نوع نگارش نیست. همانطور که در این مقاله خواهیم دید، نوشتن دانشگاهی اگرچه ازنظرِ کمّی و آماری گسترش یافته و بهویژه در ایران امروز به صورت نوعی «تولید انبوه»[2] درآمده است، اما همچنان با چالشهای جدی و کیفی روبهروست و این تولید انبوه نتوانسته است مسئلۀ نظری «بحران معرفتشناختی نوشتن» را حل کند.
ما دانشگاهیان از طریق نوشتن و آفرینش متنهای قابل قبول است که شایستگی و هویت حرفهایمان شکل میگیرد و ارتقا پیدا میکند. ما از طریق نوشتههایمان در نظام دانشگاهی، فردی با هویت و منزلت دانشگاهی میشویم و قابلیت دیده شدن و رسمیت یافتن مییابیم. گمان میکنم این موضوع، حداقل برای دانشگاهیان امری کاملاً بدیهی و بینیاز از شرح و بسط یا ارائۀ شواهد تجربی و دلایل نظری باشد، زیرا بخشی از «تجربۀ زیستۀ»[1] دانشگاهیان است. همانطور که توماس کوهن در کتاب کلاسیک و پرآوازهاش، ساختار انقلابهای علمی (کوهن، ۱۳۸۹)، نشان داده است نوشتن، رسانۀ علم است و زبان آکادمیا، زبان مکتوب است. این محصولات مکتوب در قالبهای مختلف شامل کتاب، مقاله، رساله، گزارش تحقیق و مونوگراف تولید و به کمک فناوری چاپ و فناوری دیجیتال و الکترونیک ارائه میشود. این متون مکتوب و انتشار یافته، به نهاد دانشگاه، رشتههای دانشگاهی و افراد دانشگاهی هویت دانشگاهی میدهد. به همین دلیل «نوشتن» و مجموعۀ معانی، هنجارها، رویهها و الگوهای آن یکی از مهمترین مؤلفههای «فرهنگ دانشگاهی» را شکل میدهد. تحقیقی نشان میدهد که پرسشها و پاسخهای مکتوب در مقایسه با حالات کلامی چهره به چهره در سطح شناختی بالاتری قرار دارند. نوشتن نه تنها در فرایند تولید دانش و پژوهش، بلکه در امر آموزش نیز اهمیت زیادی دارد. ازآنجاکه دانشجویان زمان بیشتری برای تفکر و نظم بخشی به افکار خود دارند، استادان میتوانند پرسشهای شناختی مکتوب در سطحی بالاتر را بپرسند (گریسون و آندرسون، 1383). امروزه حتی در کشورهای توسعهیافته، نوشتن پایاننامه و رساله اهمیت زیادی دارد و نوشتن خوب آن، مبیّن بلوغ علمی و تواناییهای دانشجو میباشد (رضاییان و همکاران، 1384).
با وجود تمام دلالتها و کارکردهایی که نوشتن برای آموزش عالی و دانشگاه دارد، ما در ایران در زمینۀ نوشتن دانشگاهی، مسئلهها، اهمیت و جایگاه آن با نوعی کاستی آزاردهنده روبهرو هستیم. این مشکل نه تنها در ایران و زبان فارسی، بلکه در دیگر زبانها و جوامع نیز وجود دارد2007: 10) Golden-Biddle and Locke,). کمبود دانش و گفتگو در زمینۀ نوشتار و نگارش دانشگاهی به معنای مسئلهمند نبودن این نوع نگارش نیست. همانطور که در این مقاله خواهیم دید، نوشتن دانشگاهی اگرچه ازنظرِ کمّی و آماری گسترش یافته و بهویژه در ایران امروز به صورت نوعی «تولید انبوه»[2] درآمده است، اما همچنان با چالشهای جدی و کیفی روبهروست و این تولید انبوه نتوانسته است مسئلۀ نظری «بحران معرفتشناختی نوشتن» را حل کند.
- ۲۰۰
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط