{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:²

وقتی که منو به شام دعوت کرد خیلی ذوق کردم اما نشون ندادم.موهام و خشک کردم و لباس برای شب آماده کردم.ساعت یک ربع به هشت رفتم سمت لوکیشنی که بهم گفته بود..وارد رستوران شدم منو دید و برام دست تکون داد از سر جاش بلند شد و …
تهیونگ:سلام(لبخند)
ا/ت:سلام(لبخند)
بهم دیگه دست دادیم و صندلی رو برام کشید عقب تا بتونم بشینم
ا/ت:ممنون
تهیونگ:خیلی خوشحال شدم که اومدی و مچکرم
ا/ت:خواهش می‌کنم
تهیونگ:خب چی می‌خوری
ا/ت:اممم من یه جاجانگمیون می‌خوام
تهیونگ:پس من هم یه جاجانگمیون میخورم،میتونم اسمتون رو بدونم؟
ا/ت:اسمم ا/ت و اسم شما؟
تهیونگ:من تهیونگ هستم میدونی بهم ته هم بگی
ا/ت:اسمت قشنگه از اسمت خوشم اومد
تهیونگ:(خنده)خب چند سالته؟
ا/ت:دیروز شد ۲۲ سالم
تهیونگ:تولدت مبارک پس یه کادو بهت بدهکارم(خنده)
ا/ت:(خنده)
تهیونگ:راستی تولدت رو جشن گرفتی؟
ا/ت:خب..اره ولی…
تهیونگ:ولی چی؟
ا/ت:اممم هیچی بیخیال،بعد از غذا بریم شهر بازی؟
تهیونگ:حتما میریم
چند دقیقه داشتیم بهم با لبخند نگاه می‌کردیم که غذارو آوردن.غذا که تموم شد و تهیونگ حساب کرد.
تهیونگ:خب بریم شهر بازی
ا/ت:(پریدم هوا)بریممم

(داخل آسانسور)
ا/ت:امشب خیلی خوش گذشت ممنون
تهیونگ:به من هم،خیلی وقت بود انقدر بهم خوش نگذشته بود.
وقتی که میخواست از آسانسور پیاده بشه گونه هم رو بوسید تعجب کردم و قلبم تند تند میزد
تهیونگ:بعدا میبینمت
ا/ت:هنوز تو شک بودم براش دست تکون دادم و رفت.
دیدگاه ها (۰)

...

...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:¹

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

چند پارتی درخواستی پارت ۵( پاک شده بود دوباره گذاشتمش )تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط