{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته زیبا به بهانه پایان ماه رجب.

دلنوشته زیبا به بهانه پایان ماه رجب.

دلم از همه که میگیرد !
"مُجیر" را باز می کنم

"سُبحانَکَ یا اللهُ،تَعالَیتَ یا رَحمنُ، اَجِرنا مِنَ النارِ یا مُجیر"

کم کم، معصیت هایم از ذهنم عبور می کند
اشک، اشک دانه های مروارید اشک هایم را به نخ می کشم، وقتی به صد رسید نخ را گره میزنم، شروع می کنم:

استغفرالله ربی و اتوب علیه

اما مگر معصیت های من با یک دور تسبیح پاک می شود؟

تو نگاهم کردی، گناه کردم!
گفتی توبه کن، نکردم!
گفته بودی"شما را نیافریدم مگر برای عبادت"
اما من توجه نکردم !
اما تو باز هم روزی ام را نبریدی!
خندیدم و شکر نگفتم!
سالم بودم و سجده نکردم!
اما بعد از هر قطره اشک شکایت کردم!
باز نگاهم کردی و خندیدی!
ناشکرتر از من نیافریدی، نه؟

"سُبحانَکَ یا سَیِّدی، تَعالَیتَ یا مَولی،اَجِرنامِنَ النارِیا مُجیر"
ای مولای من!

رقم معصیت هایم بیشتر از نعمت هایت نباشد کمتر نیس
اما تو آن بخشنده ی مهربانی

یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لهُ! یا حَبیبَ مَن لا حبیبَ لَهُ

جز خودت چه کسی رفیقم خواهد شد؟ من که جز تو کسی را ندارم!
اگر تو هم نبخشی مرا به چه کسی پناه ببرم؟
دیدگاه ها (۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

پارت ۳۳ صبح روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ هم هم‌...

پروانه جان

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

قسمت ۷

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط