عاشق نشدي زاهد ديوانه چ ميداني درشعله نرقصيدي پروانه چه
عاشق نشدي زاهد ديوانه چ ميداني درشعله نرقصيدي پروانه چه ميداني لبريز مي غمها شد ساغر جان من خنديدي و بگذشتي پيمانه چه ميداني يك سلسله ديوانه افسون نگاه او اي غافل از ان جادو افسانه چ ميداني عاشق شو مستي كن ترك همه هستي كن اي بت نپرستيده بتخانه چه ميداني تو سنگ سيه بوسي من چشم سياهي را مقصود يكي باشد بيگانه چه ميداني6\9\1393 س 51\5
- ۴.۷k
- ۰۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط