گوئیا سینه ی من

گوئیا سینه ی من
حبس ابد داده به "غم"...
#هستی_معیدی
بخط #‌محمد_نوری
#خوشنویسی
#شعر
#غم

#
دیدگاه ها (۱)

گیسوی شب هم سپید شد اما تو نیامدی ،،،که نیامدی ،،،که نیامدی...

من از تصویر "تنهایی" در این آوار از این ناگفته های تلخ لاکرد...

مانده ام بین دو راهی !نمی دانم‌این شب است که بی قرارم می کند...

نمی توان مرگ را از زندگی پاک کرد همانگونه که بغض را از شب .....

میدانی جاناتو دلیل چشم باز کردن هر صبح منیآرامش این قلب تپند...

چشم تو ....آن مست همیشه با حیا چشم تو بودآن آینه ی رو به خدا...

چشم تو ....آن مست همیشه با حیا چشم تو بودآن آینه ی رو به خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط