اواره ای در گذر زمانم زندانی در سلولی از جنس گذشته رویا هایم به وسعت یک قلمرو پی بایان له شدهام به دست چرخ های روزگار مانند بیماری ای تهوع آور و سرطانی به افکارم خطور میکنند و وجودم را به فساد میکشند . . .
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.