استاد سرد اما جذاب

استاد سرد اما جذاب
پارت :18

الان این مثلا رو من غیرتی شد؟یه چشم

غره ای بهش رفتم و به سمت هانا رفتم کلا

خیلی دختر پایه و شاسکولی هس مث

خودمه،کلی باهم حرف زدیم و شماره و

فلان ولی این وسطا متوجه نگاه های یونگ

و هانا به هم شدم،از فکر در اومدم خواستم

به هانا چیزی بگم که دیدم زل زده به یونگ

ا.ت : فعلا بش نگاه نکن تالار فعلا گیرمون نمیاد

که یهو یه پس گردنی زد و سرخ و سفید شد

و باز هم این گونه بهش پیچیدم به قصد

اذیت کردن عروسموننننننننن😂😔

و خلاصه اون شب هم تموم شد و ساعت 2

شب برگشتیم خونه و خلاصه گرفتیم کپیدیم
دیدگاه ها (۰)

استاد سرد اما جذابپارت :19صب زود پاشدم هوووف خدایی این انصاف...

خلسه نوشابه ای😂😂#سیگمایی_خودش_همجنسگراست #بی_تی_اس #نفر_بعد...

چرا همشون مث یونگی نیستننننننن(البته فک. کنم جینم همنطور مث ...

استاد سرد اما جذابپارت : 17و گرم حرف زدن بودیم،و فهمیدم این ...

پارت دهم | رمان فرزند آتشسه هفته بعد از عروسیِ مخفیانه‌ی جون...

my amethyst

پارت2. وقتی دستش داشتی اما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط