باز شب آمد و شد اول بیداریها
باز شب آمد و شد اول بیداریها
من و سودای دل و فکر گرفتاریها
شب خیالات و همه روز ، تکاپوی حیات
خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها
در میان دو عدم ، این دو قدم راه چه بود ؟
که کشیدیم درین مرحله بس خواریها
دلخوشیها چو سرابم سوی خود بُرد ، ولیک
حیف از آن کوشش و طی کردن دشواریها
نوجوانی به هوس رفت و از آن بر جا ماند
تنگی سینه و کم خوابی و بیماریها
سرگذشتی گُنه آلود و حیاتی مغشوش
خاطراتی سیه از ضبط خطا کاریها
کور سوئی نزد آخر به حیات ابدی
شمع جانم ، که فدا شد به وفاداریها .....
من و سودای دل و فکر گرفتاریها
شب خیالات و همه روز ، تکاپوی حیات
خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها
در میان دو عدم ، این دو قدم راه چه بود ؟
که کشیدیم درین مرحله بس خواریها
دلخوشیها چو سرابم سوی خود بُرد ، ولیک
حیف از آن کوشش و طی کردن دشواریها
نوجوانی به هوس رفت و از آن بر جا ماند
تنگی سینه و کم خوابی و بیماریها
سرگذشتی گُنه آلود و حیاتی مغشوش
خاطراتی سیه از ضبط خطا کاریها
کور سوئی نزد آخر به حیات ابدی
شمع جانم ، که فدا شد به وفاداریها .....
- ۳۶۶
- ۲۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط