تو باش با من که همه

تو بـاش بـا من که همه
رهگذران می‌گذرند..️

مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست. اسم رهگذر‍‍ان را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.

روزی حضرت سلیمان از آنجا می‌گذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را می‌دانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»

حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمی‌آورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.

حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»

طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایده‌ای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.

بسیار پیش می‌آید که ما انسانها اسیر داشته‌های خود هستیم.

#داریخماق
#رهگذر
#دلتنگی
دیدگاه ها (۲۱)

نمیدانم دردم چیستیا از تنهاییستیا از بودن کسی کهدوستش دارم و...

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیستوفا آن است که اسمت را در...

لیاقت که نباشدهمین میشود که میبینیمی روی......

آدم ها تاب نیستند!!نمیتونی از خودتدورشون کنیو انتظار داشته ب...

شایعه : آقای جوادی آملی گفته حقوق بازنشستگی معنایی نداره و آ...

در کتاب خاطراتش می گوید: به امام ره درسال ۵۸ در قم گفتم، شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط