ری اکشن بلولاک
• ری اکشن بلولاک •
*موضوع* واکنششون وقتی خوابن و ما یک پارچ آب یخ بریزیم سرشون ( درخواستی )
○ایساگی : خواب سنگینی نداشت برا همین فقط از سرما یخخخ زد🥶 و از دستت ناراحت شد ولی به روت نیورد و بهت خندید و گف دیگه این کارو نکن. (🙇♂چشم) آخرم بغلش کردی گفتی فقط شوخی بود
○رین : خیلی عصبانی شد و بلند شد و از اینکه لباسش خیس بود بدش میومد . برا همین بهت چشم غره رفت و تو فهمیدی چه گوهی خوردی و سریع رفتی ازش کلی عذر خواهی کردی و اونم خیلی خونسرد بخشیدت🫠 ولی گف دفعه ی بعدی اگه این کارو کنی میره پیش سائه میخوابه .(گوه خورد_😑)
○سائه : زیاد براش مهم نبود ولی اعصابش به هم ریخته بود ولی نزاش تو بفهمی برا همین فقط تا ۱۰ ثانیه بهت خیره مونده بود و تو خا_ چیز ریده بودی تو خودت و گفتی سائه عصبانی شدی؟ سائه هم گف نه ولی دفعه ی بعدی پرتت میکنم بیرون از خونه .تو ناراحت شدی خواستی قهر کنی که سائه کشیدش تو بغلت خوابیدی و دیگه یادت رف😏
○شیدو : کم پیش میاد بدون تو بخوابه ولی خب خوابیده بود و تو کرمت گرفته بود 😌 رفتی آب یخ ریختی روش اونم از جاش پرید ولی لبخند شیطانی زد😈 و ... اهم گف که از این به بعد کلا تو بغلم میخوابی و تو گفتی گوه خوردم ببخشید (دیگه دیره 💃🏻 دیگه دیره ) و برای تنبیهت..( دیگه اهممم اهممم) به گا رفتی
○کاراسو : اصلا از دستت عصبانی نشد ولی منتظر بهونه بود که برای تنبیه ( اهمم اهمم ) و تو سعی کردی فرار کنی ولی اون به راحتی بغلت کرد و گرفتت و خواست که... اما تو قیافتو ناناسعلی🥹 کردی و اونم گف دفعه ی بعدی تنبیهت میکنم
○ناگی : بچه تو خواب نازش بود 🥹🤱🏻 و تو اصلا دلت نیومد تو خواب آب بریزی روش ( سیکتیر کنید هیچ کس حق نداره ناگی رو از خواب بیدار کنه 🩴) و آره دیگه نازش کردی و کنارش خوابیدی .
○رئو : وقتی آب ریختی سریع رفتی یه جا قایم شدی اونم با عصبانیت بیدار شد و وقتی فهمید قایم شدی بهت خندید و تهدیدت کرد گف میره پیش ناگی میخوابه تو هم به گوه خوردن افتادی و اومدی پیشش و گفتی غلط کردم ( 🧎🏻♀) و اونم گف باشه فقط تهدید بود و لطفا دیگه من و از خواب اینطوری بیدار نکن وگرنه .. (😈 دیگه بقیش با ذهن خودتون )
○باچیرا : جدی جدی احتمالا بر عکسش اتفاق میوفته ولی خب ... وقتی آب میریزی روش میفهمی خودشو زده به خواب و بیدار بوده برا همین نصف آبو خودش میریزه سر تا پات و میگیرتت قلقلکت میده 😝 و تهش با هم خوابتون میبره ( اوخی 🥹)
○چارلز : ایشون هم بعد از اینکه آب میریزی روش پا میشه دنبالت تو خونه و با هم آب بازی میکنید 💦 و تهش خونه رو به گا میدید و چارلز مجبورت میکنه خودت خونه رو تمیز کنی و میره به ادامه ی خواب قشنگش میرسه 🧸🛏
○چیگیری : چیگیری جان قبل از خواب به موهاش رسیده بود و شیتان پیتان کرده بود و خوابیده بود و وقتی که آب میریزی روش و موهاش خیس میشه🫣 ( بسم الله_) بدون توجه به تو سریع میره به موهاش میرسه دوباره و تو میدونی قراره به گا بری ازش کلی معذرت خواهی میکنی و اونم باهات قهره و در آخر براش یه شونه ی زیبا🪞میخری و آشتی میکنه باهات ( پرنسس خانوم 🩰)
○بانی : بانی جان سعی میکنه لبخند بزنه ولی جدی از این وضعیت خوشش نمیومد و تو متوجه شدی ازش عذر خواهی کردی و اونم گف اشکال نداره ولی جدی دفعه ی بعدی فقط لبخند نمیزنه و شما هم اطاعت کردی 🙇🏼♂و گوه بخوری دیگه این کارو انجام بدی و رفتی موهاشو خشک کردی و دیگه بانی تا صبح خوابش نبرد
○نس : این گوگولیمون با اون گذشته ای که داشته دلت نیومد این کارو انجام بدی ولی خب بازم این کارو کردی و نس خواست طبیعی رفتار کنه ولی یاد گذشته اش که میوفته بغذش میگیره و فکر میکنه تو هم باهاش قراره بد رفتاری کنی 🥺( بچم_ ) و تو سریع بغلش میکنی و کلی ماچش میکنی و میگی که ببخشید نس فقط شوخی بود و براش قصه میخونی تا بخوابه😅( خیلی رندومه ولی آره)
○کایزر : اعصابش به هم میریزه و با یه دست میگیرتت و میکشتت تو بغلش و تو نمیتونی فرار کنی و کایزر لبخنده (ترجیحا مبینا کش😅)
میزنه و میگه که واقعا نیاز به تنبیه داری و
آره دیگه... اهممم اهمم به گایی ( دیگه از اون موقع گوه بخوری روش آب بریزی )
ببخشید که ریدمم🫤...
اولین سناریوم بود 🥲
*موضوع* واکنششون وقتی خوابن و ما یک پارچ آب یخ بریزیم سرشون ( درخواستی )
○ایساگی : خواب سنگینی نداشت برا همین فقط از سرما یخخخ زد🥶 و از دستت ناراحت شد ولی به روت نیورد و بهت خندید و گف دیگه این کارو نکن. (🙇♂چشم) آخرم بغلش کردی گفتی فقط شوخی بود
○رین : خیلی عصبانی شد و بلند شد و از اینکه لباسش خیس بود بدش میومد . برا همین بهت چشم غره رفت و تو فهمیدی چه گوهی خوردی و سریع رفتی ازش کلی عذر خواهی کردی و اونم خیلی خونسرد بخشیدت🫠 ولی گف دفعه ی بعدی اگه این کارو کنی میره پیش سائه میخوابه .(گوه خورد_😑)
○سائه : زیاد براش مهم نبود ولی اعصابش به هم ریخته بود ولی نزاش تو بفهمی برا همین فقط تا ۱۰ ثانیه بهت خیره مونده بود و تو خا_ چیز ریده بودی تو خودت و گفتی سائه عصبانی شدی؟ سائه هم گف نه ولی دفعه ی بعدی پرتت میکنم بیرون از خونه .تو ناراحت شدی خواستی قهر کنی که سائه کشیدش تو بغلت خوابیدی و دیگه یادت رف😏
○شیدو : کم پیش میاد بدون تو بخوابه ولی خب خوابیده بود و تو کرمت گرفته بود 😌 رفتی آب یخ ریختی روش اونم از جاش پرید ولی لبخند شیطانی زد😈 و ... اهم گف که از این به بعد کلا تو بغلم میخوابی و تو گفتی گوه خوردم ببخشید (دیگه دیره 💃🏻 دیگه دیره ) و برای تنبیهت..( دیگه اهممم اهممم) به گا رفتی
○کاراسو : اصلا از دستت عصبانی نشد ولی منتظر بهونه بود که برای تنبیه ( اهمم اهمم ) و تو سعی کردی فرار کنی ولی اون به راحتی بغلت کرد و گرفتت و خواست که... اما تو قیافتو ناناسعلی🥹 کردی و اونم گف دفعه ی بعدی تنبیهت میکنم
○ناگی : بچه تو خواب نازش بود 🥹🤱🏻 و تو اصلا دلت نیومد تو خواب آب بریزی روش ( سیکتیر کنید هیچ کس حق نداره ناگی رو از خواب بیدار کنه 🩴) و آره دیگه نازش کردی و کنارش خوابیدی .
○رئو : وقتی آب ریختی سریع رفتی یه جا قایم شدی اونم با عصبانیت بیدار شد و وقتی فهمید قایم شدی بهت خندید و تهدیدت کرد گف میره پیش ناگی میخوابه تو هم به گوه خوردن افتادی و اومدی پیشش و گفتی غلط کردم ( 🧎🏻♀) و اونم گف باشه فقط تهدید بود و لطفا دیگه من و از خواب اینطوری بیدار نکن وگرنه .. (😈 دیگه بقیش با ذهن خودتون )
○باچیرا : جدی جدی احتمالا بر عکسش اتفاق میوفته ولی خب ... وقتی آب میریزی روش میفهمی خودشو زده به خواب و بیدار بوده برا همین نصف آبو خودش میریزه سر تا پات و میگیرتت قلقلکت میده 😝 و تهش با هم خوابتون میبره ( اوخی 🥹)
○چارلز : ایشون هم بعد از اینکه آب میریزی روش پا میشه دنبالت تو خونه و با هم آب بازی میکنید 💦 و تهش خونه رو به گا میدید و چارلز مجبورت میکنه خودت خونه رو تمیز کنی و میره به ادامه ی خواب قشنگش میرسه 🧸🛏
○چیگیری : چیگیری جان قبل از خواب به موهاش رسیده بود و شیتان پیتان کرده بود و خوابیده بود و وقتی که آب میریزی روش و موهاش خیس میشه🫣 ( بسم الله_) بدون توجه به تو سریع میره به موهاش میرسه دوباره و تو میدونی قراره به گا بری ازش کلی معذرت خواهی میکنی و اونم باهات قهره و در آخر براش یه شونه ی زیبا🪞میخری و آشتی میکنه باهات ( پرنسس خانوم 🩰)
○بانی : بانی جان سعی میکنه لبخند بزنه ولی جدی از این وضعیت خوشش نمیومد و تو متوجه شدی ازش عذر خواهی کردی و اونم گف اشکال نداره ولی جدی دفعه ی بعدی فقط لبخند نمیزنه و شما هم اطاعت کردی 🙇🏼♂و گوه بخوری دیگه این کارو انجام بدی و رفتی موهاشو خشک کردی و دیگه بانی تا صبح خوابش نبرد
○نس : این گوگولیمون با اون گذشته ای که داشته دلت نیومد این کارو انجام بدی ولی خب بازم این کارو کردی و نس خواست طبیعی رفتار کنه ولی یاد گذشته اش که میوفته بغذش میگیره و فکر میکنه تو هم باهاش قراره بد رفتاری کنی 🥺( بچم_ ) و تو سریع بغلش میکنی و کلی ماچش میکنی و میگی که ببخشید نس فقط شوخی بود و براش قصه میخونی تا بخوابه😅( خیلی رندومه ولی آره)
○کایزر : اعصابش به هم میریزه و با یه دست میگیرتت و میکشتت تو بغلش و تو نمیتونی فرار کنی و کایزر لبخنده (ترجیحا مبینا کش😅)
میزنه و میگه که واقعا نیاز به تنبیه داری و
آره دیگه... اهممم اهمم به گایی ( دیگه از اون موقع گوه بخوری روش آب بریزی )
ببخشید که ریدمم🫤...
اولین سناریوم بود 🥲
- ۷۱۰
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط