{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ای دیگر رسید و همچنان چشم انتظار

جمعه ای دیگر رسید و همچنان چشم انتظار
باز این دل پرکشید و همچنان چشم انتظار

روزها را می شمردم، هفته ها و ماه ها
پیری ام از ره رسید و همچنان چشم انتظار

ندبه ها خواندم برایت، گوییا خیلی بدم
چشم تو ما را ندید و همچنان چشم انتظار

از غم دوری تو دل ، بی قراری می کند
سینه ام از غم درید و همچنان چشم انتظار

نا امیدی هرگز حتی لحظه ای در من نبود
گشته موهایم سفید و همچنان چشم انتظار

واژه هایم رو به اتمام است در شکل 'غزل '
می سرایم من 'سپید' و همچنان چشم انتظار

لیلیا مجنون خود را با نگاهی شاد کن
می شود آن روز عید و همچنان چشم انتظار

سالها نیش و کنایه ، تهمت دیوانگی
"منتظر" اینها شنید و همچنان چشم انتظار
دیدگاه ها (۱)

اربابم..دستی که بین عرش نوشته تو را امیر....من را نوشته است ...

بازهوای حرمت کرده مرابیمارم اربعین ، کرببلا ،نوبت دکتر دارمه...

صبحی که بی حسین شروع شود ، همان بهتر که شروع نشودبه قصد زیار...

از مردم گمراه جهان راه مجوئید کوتاهترین راه به الله حسین ا...

⁨⁨بسیار سوزناک حتما بخوانید👇🏼💔😭خون از لبان چاک چاکش پاک می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط