باز هوای سحرم آرزوست

باز هوای سحرم آرزوست
خلوت و مژگان ترم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمان
دست تو و روی توام آرزوست

خسته ام از دیدن این شوره زار
چشم شقایق نگرم آرزوست

واقعه ی دیدن روی تو را
ثانیه ای بیشترم آرزوست

جلوه ی این ماه نکو را ببین
رنگ و رخ روی توام آرزوست

این شب قدرست که ما با همیم
من شب قدری دگرم آرزوست

حس تو را می شنوم جان من

عزلت بیتی دگرم آرزوست

خانه ی عشاق مهاجر کجاست؟
در سفرت بال و پرم آرزوست

حسرت دل بارد از این شعر من
جام می یی در حرمم آرزوست.


"احمد عزیزی"
دیدگاه ها (۵)

𓆩 پارت ۸۰ 𓆪 🖤جیمین مقابل مرد ایستاد.ـ از اینجا برو بیرون!مرد...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 24کافه‌ای در سئول ـ ساعت ۴ عصرلونا ...

رمان انتقام ازدواج کامل

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PART 4دستش رو دور گرد...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

باز هوای سحرم آرزوست, خلوت ومژگان ترم آرزوست... شکوه ی غرب...

باز هوای سحرم آرزوستخلوت و مژگان ترم آرزوستشکوه غربت نبرم ای...

باز هـوای سحـرم آرزوست خـلــوت و مژگان ترم آرزوسـتشـکوه ی غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط