{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شمال

#شمال
روزگاری دل رمیده‌ی من
از دو گلچهره بوسه‌ای میخواست

آن یکی سرکشید و ناز افزود
وین یکی بوسه داد و بزم آراست

این یکی از شراب بوسه خویش
کرد سرشار مستی طربم

وان یکی در سراب وعده‌ی دور
میداوند هنوز تشنه لبم

بوسه‌هایی که این یکی داده‌ست
گرچه شیرین‌تر از می و شکر است

دل دیوانه باز می‌گوید
لذت آن نداده بیشتر است
#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

روزگاری دل رمیده ی من از دو گلچهره بوسه ای میخواستآن یکی سر...

هربیت لبت مصرعی از جام شراب استمستانه ترین زخمه ی سنتور و رب...

عاشقانه های شبنم

از آن زمان که آمدی همیشه مستم و خراببرای پرسه در تنت مُدام ک...

.آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی ...

.آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی ...

بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردیددرین خانه غریبید ، غریبانه...

...آغوش تو‌ چون جنگل زیبای شمال است باران زده سیمای تو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط