داستان خرگوش پایان نامه نویس

داستان خرگوش پایان نامه نویس!

یک روز آفتابی، خرگوش بیرون از لانه اش غرق در تایپ بود. در همین حین، روباهی او را دید.

روباه: خرگوش به چه مشغولی؟
خرگوش: پایان نامه می‌نویسم.
روباه: جالبه، موضوع پایان نامت چی هست؟
خرگوش: در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، کار می کنم.
روباه: احمقانه است، همه کس می‌دونند که خرگوش، روباه نمی‌خورد.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم اینو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.

خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شده و به نوشتن خود مشغول شد. در همین حال، گرگی از آنجا رد می‌شد.

گرگ: خرگوش چی می‌نویسی؟
خرگوش: دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟
خرگوش: البته که چاپ می کنم، می خواهی بهت ثابت کنم؟

گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند و باز خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.

اما در لانه ی خرگوش چه خبر بود؟
در گوشه ای از لانه ی خرگوش، پوست و استخوان روباه و در سوی دیگر مو و استخوان گرگ ریخته بود و در وسط لانه، شیر قوی پیکری دهان خود را تمیز می کرد.

نتیجه: مهم نیست موضوع پایان نامه شما چیست، اهمیتی ندارد که اطلاعات به درد بخوری در پایان نامه‌ گرد آورده اید یا نه. مساله اساسی این است که استاد راهنمای شما کیست!
دیدگاه ها (۱)

چقدر زود همه چیز به آخرش میرسد، قدرشناس دقایق باشیم قبل از ر...

چه زود دیرمی شود!در باز شد... برپا !... بر جا !درس اول : باب...

فقط در ایران مشاهده میشه یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمار...

📝 درسی که پارالمپیک به جامعه‌ داد🔺 مرتضی مهرزاد تا کلاس دوم...

千卂ㄒ乇 ۲卩卂尺ㄒ : ۷غرغر کنان گفتم:دیگه نصف راه رو رفتیم میخوای بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط