{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#دلنوشته



#حافظ
دیدگاه ها (۰)

نیمی از عشقت روشنایی و نیم دیگرش تاریکی ستیک بام و دو هواستش...

قلم از دست من افتاد و تمام دفترم خیس شدنمیدانم چرا تا از عشق...

به جای «دوستت دارم» به محبوبتون بگید :«من تو را به جان می خو...

youHow easy you become a poem!to sing with youNeed for lovei...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

همه جا با همه کس ، یار نمی‌باید بودیارِ اغیارِ دل‌آزار، نمی...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط