گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز
گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز می گیرم! ولی حریف افکارم نمی شوم!
چقدر دردناک است فهمیدن...!!!
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین،
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد...!!!
کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!! (بهار را حس کردم ولی مثل هوای اینجا که سرمای بی هنگام ،شکو فه های دلم را محکوم به یخ زدن کرد و باز من ماندم و ...............)اینجا عشق فرمان داد اما محال سر تعظیم فرود نیاورد، نمیدانم مقصر منم یا محال........؟؟
چقدر دردناک است فهمیدن...!!!
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین،
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد...!!!
کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!! (بهار را حس کردم ولی مثل هوای اینجا که سرمای بی هنگام ،شکو فه های دلم را محکوم به یخ زدن کرد و باز من ماندم و ...............)اینجا عشق فرمان داد اما محال سر تعظیم فرود نیاورد، نمیدانم مقصر منم یا محال........؟؟
- ۱.۶k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط