{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلخوشم گویا دوباره انتخابم کرده ای

دلخوشم گویا دوباره انتخابم کرده ای
باز هم گویا شما شاعر خطابم کرده ای

باده مینوشم و سرمستم از این دلدادگی
سرخوشم گویا شما عاشق حسابم کرده ای

دربه در بودم به دنبالت تمام شهر را
از تو ممنونم مرا خانه خرابم کرده ای

حال بد در سال بد درگردش هرروز و ماه
کافری بودم که تو اهل کتابم کرده ای

گرچه بی نام و نشانم پیش چشم عالمی
پیش چشم عاشقان عالیجنابم کرده ای

ساده می گویم بدانی عشق را باور کنی
گرچه تو در گیرو دارو پیچ وتابم کرده ای

دست شعرم را بگیر و از زمینم دور کن
حلقه بر گوشم زدی، پا در رکابم کرده ای
دیدگاه ها (۱)

‌‌تاک در دبه بیانداز، خرابم کن عشقمنقلم دفتر شعر است کبابم ک...

باز عاشقت شدم؛داشتم آهنگی گوش می‌‌دادمکه شبیه موهای تو بود.

‏قهوه‌ات را بنوش و باور کنمن به فنجانِ تو نمی‌گنجم

بادها را به تو هدیه می‌کنمو باران راو برترین شعرم راکه تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط