{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام اجازه غزلجان دلم گرفته غبار

سلام اجازه غزل,جان,,, دلم گرفته غبار-
مرا ببخش که هی درد میکنم تکرار

تو شاهدی که کسی محرم دل من نیست
به غیر دفتر شعرم به غیر این خودکار

نشسته ای به سر میز اعتراف اما-
هنوز هست غمی که نکرده ام اقرار

بیا کنار منو قهوه ای بنوش رفیق
تورا به تلخ ترین کافه میبرم این بار

تمام عمر مفیدم سه سال بود غزل-
سه سال خاطره ای زخم در تنی تبدار

چه لحظه های قشنگی که کوک بود در آن-
همیشه عقربه ی عشق روی هر دیدار

از آن زمان به گلویم نتی شده مخفی-
صدای پچ پچ آهی تنیده در هر تار

سه سال ساز محبت،سه سال بعد اما -
ویولونی پر هق هق و گریه ی گیتار..✌️❤️
دیدگاه ها (۱۰)

#عکس_نوشته

#عکس_نوشته

کاش یک بار هم تو دلتنگم شویسازِ دل را ضَربِ آهَنگم شویکاش حت...

به سازِ زندگی سوزی بہ سوزِ زندگی سازیچه بی‌دردانه می‌سوزد چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط