{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بیتابه امشب
دیدگاه ها (۲)

برابردلتنگیهایم،برابرخستگیهایم،برابرشرمندگیهایم،برابربغضهایم...

آﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮ تواﻡ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺟﺎﯼ ﮔﺮﻓﺖﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻭ ...

من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبودمی توانستی نتازی بر من...

عکس توبر عکس تو دائم در آغوش من است حرف تو ,مانند گل آویزه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط