ادامهه ...
شروع کردم بوسیدن
لپش ؛ پیشونیش ؛ مماخش ؛ پلکش : گونش ؛ فکش ؛ گوشش؛
( فکر کردین الان لبش رو میبوسه نچ نچ نچ نه هه)
بیدار شد هورااااا از روی صورتش بلند شدم که گردنم رو گرفت و لبام رو بوسید و منم همکاری کردم ....
شروع کرد میک زدن لبام
انقدر تعم لباش خوش مزه بود و حس خوبی بهم میداد که صبحونه رو فراموش کردم اروم روم خیمه زد
- بیبی خیلی شیتون شدی ولی خوشم اومد هر روز اینجوری بیدارم کن ( نیش خند )
میخواست اهم اهم
( نویسنده : اهم اهم جیمین جان صبحونه اونجا منتظره ما قرار نیست داخل این داستان اسمات داشته باشیم ... اره .. بیا پیین لهش کردی )
- خیلی بدی حالا یه اسمات چی میشد ( ناراحت )
+ (خجالت زده ) بسه بیا بریم صبحونه
- ولی خیلی شیتون شدی باید حسابت رو برسم
رفتیم سر میز نشستیم ولی به من جیمین گفت که رو پاش بشینم اخههههه ایشش بچه بد
صبحونه رو خوردیم و بلند شدیم من سفره رو گمع کردم و جیمین رو صدا زدم
+ جیمینننن بیا هفت سین رو بچینیم
- باشه هیچی من بلد نیستم نگا میکنم
:/ +
+ خب بیبین جیمین هفت سین از اسمش معلومه چیزی که داخلش هفت تا سین داره خب
- عه پس تورو باید بزاریم تو سفره هفت سین
+ درد و نفرین ... درد و نفرین (اسمش سویون هست دیگه 😭)
-,.....
+ خب ببین جیمین ما روی سفره هفت سین هفت تا خوراکی و وسیله که «س» دارن میزاریم مثل :
سبزه .سیر. سماق . سیب . سنجد . سرکه .سکه .
اینها سین دارن باااا یسری نماد ها که میشه ماهی . برنج . اینه
. شمع . عمبر . قرآن. نمک .و تخم مرق ....
- عه تخم مرغ رو برای اینکه مردا ت......
+ عه عه عه جیمیننننننن نههههه برای این نیست شاید هم باشه نمیدونم ؟؟
- اها ولش کن بیا بچینیم
+ باشه
سفره هفت سین رو چیدیم خیلی خوشگل شده بود ولی یه گوشش خالی بود که ....
جیمین منو بقل کرد گذاشت اون گوشه و گفت
- اینم از هشت سین :)
ون خندیدم و پریدم بقلش جیمین رفت سمت حال اونجا حرف زدیم فیلم دیدیم و ناهار درست کردیم
امروز غروب همه جمع میشدن برای چهارشنبه سوری من خیلی ذوق داشتم بااینکه از ترقه میترسیدم
دیگه غروب شده بود به جیمین گفتم اماده شه و خودم هم رفتم حمام و یه دوش ۲ مینی گرفتم
و.....
ادامه پارت بعد بچه ها نمیدونطتم انقدر زیاد میشههه 🤣🤣
ایشالله پارت بعد اخریه
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.