من میگم هیچکس یادش نمیمونه که
من میگم هیچکس یادش نمیمونه که
یه شبایی
یه روزایی چه حرفایی که زده
چه کلمه هایی که بهت گفته
یادش نیست که چه شبایی رو برات
پُر ستاره تر ،
و روشن تر کرده تا یه وقت سیاهیش سایه نندازه رو دلت و زندگیت ،
یادش نیست که یه روزایی با گفتن یه حرفایی ، خنده رو لبات که هیچ دلتم میخندید ،
شاید هیچکس ، خودشم ندونه که دلگرمیِ زندگیِ یه نفره ، شاید ندونه که نبض زندگی یه نفر با شمارش نفسای اون میزنه ، تو هم یادت نیست انگار
ولی بزار من یادت بیارم ، تو یه
معجزه بودی که خدا برام از آسمون آبی رنگِ بزرگش فرستاده بود ،
یه دلگرمی ِعمیق بودی که دلم گرم بود بهت ، که با دیدن عکس چشات خنده میومد رو لبام که با شنیدن صدات یه پرنده بودم که حوالی تو پَرمیزد ،
تو یه آدم معمولی نبودی تو تمام چیزی بودی که من میخواستم
تو آرزو بودی
اما خودت نخواستی که برآورده بشی...
یه شبایی
یه روزایی چه حرفایی که زده
چه کلمه هایی که بهت گفته
یادش نیست که چه شبایی رو برات
پُر ستاره تر ،
و روشن تر کرده تا یه وقت سیاهیش سایه نندازه رو دلت و زندگیت ،
یادش نیست که یه روزایی با گفتن یه حرفایی ، خنده رو لبات که هیچ دلتم میخندید ،
شاید هیچکس ، خودشم ندونه که دلگرمیِ زندگیِ یه نفره ، شاید ندونه که نبض زندگی یه نفر با شمارش نفسای اون میزنه ، تو هم یادت نیست انگار
ولی بزار من یادت بیارم ، تو یه
معجزه بودی که خدا برام از آسمون آبی رنگِ بزرگش فرستاده بود ،
یه دلگرمی ِعمیق بودی که دلم گرم بود بهت ، که با دیدن عکس چشات خنده میومد رو لبام که با شنیدن صدات یه پرنده بودم که حوالی تو پَرمیزد ،
تو یه آدم معمولی نبودی تو تمام چیزی بودی که من میخواستم
تو آرزو بودی
اما خودت نخواستی که برآورده بشی...
- ۲.۵k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط