{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دور

از دور
می دیدمش..!
هر قدم که نزدیک می شدم...
پشت پنجره ایستاده بود
دردهایم،
نگاهم می کرد..!
منتظرم بود که
باهم،
تنهایی مِیل کنیم..!

#فرشید_عسکری
دیدگاه ها (۱)

تو نیستیو این خلاصه ی تمامِ عاشقانه های غمگین من است!

[و ناگهان من بخشی از گذشتت شدم...]

آدم هایی شبیهِ توهیچ وقتنصیبِ آدم های شبیهِ من نمی شوندما فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط