English collocation
English collocation
واژه dead معنی مردن را میده اما گاها معنای absolutely رو میده اگر قبل از صفت باشه. گاهی اگر قبل بعضی صفات باشه نداشتن یا عدم وجود اون ویژگی رو میرسونه
Using "dead" as an adjective in some idioms :
Dead right:دقیقا درست
Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند
Dead color: رنگ مات
Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد
Dead wall:دیوار بدون پنجره
Deadpan: چهره بی احساس
Dead certainty: مطلب کاملا اطمینان بخش
Dead end: بن بست،موقعیتی که هیچ پیشرفتی در آن ممکن نیست
Dead sleep: خواب عمیق
Dead march:موسیقی آرام
مخصوص مراسم دفن
Dead weight: وزنه یا شی بسیار سنگین
Dead-alive: نیمه جان،بدون انگیزه
Dead slow:تقریبا غیر متحرک،متوقف
Dead loss: خسارت غیرقابل جبران
Dead stock:کالایی که در بازار خریدار ندارد
Dead letter: نامه بدون آدرس و
بلاتکلیف در پستخانه
واژه dead معنی مردن را میده اما گاها معنای absolutely رو میده اگر قبل از صفت باشه. گاهی اگر قبل بعضی صفات باشه نداشتن یا عدم وجود اون ویژگی رو میرسونه
Using "dead" as an adjective in some idioms :
Dead right:دقیقا درست
Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند
Dead color: رنگ مات
Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد
Dead wall:دیوار بدون پنجره
Deadpan: چهره بی احساس
Dead certainty: مطلب کاملا اطمینان بخش
Dead end: بن بست،موقعیتی که هیچ پیشرفتی در آن ممکن نیست
Dead sleep: خواب عمیق
Dead march:موسیقی آرام
مخصوص مراسم دفن
Dead weight: وزنه یا شی بسیار سنگین
Dead-alive: نیمه جان،بدون انگیزه
Dead slow:تقریبا غیر متحرک،متوقف
Dead loss: خسارت غیرقابل جبران
Dead stock:کالایی که در بازار خریدار ندارد
Dead letter: نامه بدون آدرس و
بلاتکلیف در پستخانه
- ۱.۹k
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط