{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا سرم در دستهایم هست، از سر می‌نویسم

تا سرم در دستهایم هست، از سر می‌نویسم
روی هر جایی که باشد - سقف یا در - می‌نویسم

من درم، قفلم؛ که دیگر رد شدن از من محال‌ست
می‌رسم تا سقف، برمی‌گردم از سر می‌نویسم

بی‌قلم، بی‌برگ، بی‌گل هم که باشم، من درختم
شاخه‌ای دارم که رویش هی کبوتر می‌نویسم

شاعرم؛ حتا اگر اندیشه را از من بگیری
هر چه را ننوشته باشم، باز از بر می‌نویسم

گاه شعرم، گاه حرفم، گاه لفظی بی‌هجایم
از هر آن چیزی که هستم، باز کمتر می‌نویسم

صرف کن فعلِ نوشتن را، مرا آخر بیاور
می‌نویسی، می‌نویسد، جورِ دیگر می‌نویسم
دیدگاه ها (۱۸)

بانو کجایی کی میای دلمون تنگیده واست ...به سلامتیه کسانی که ...

در هیاهوی زندگی دریافتمچه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من ...

وقتی دلت شکسته باشد، تنها و بی هدف پرسه می زنی در عالم خیال...

گاهی نفسی هست ولی هم نفسی نیست در هر نفست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط