{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترجمه حرف های جینکوک داخل لایو~🐰🐹

ترجمه حرف های جینکوک داخل لایو~🐰🐹


Jin: «جوِکه!» Jungkook: «جِجین!» 🐹: «جوِکه!» 🐰: «جِجین!»

🐹: «به محض اینکه دیدمت، دویدم اومدم، جوِکه!» 🐰: «آه، این جینه!» 🐹: 🤜🤜🤜🐰 🐰: «ببخشید، ولی چرا منو می‌زنی؟» 🐹: «تو امروز زودتر خیلی منو زدی.» 🐰: «کی؟» 🐹: «تو کنسرت.» 🐰: «من؟» 🐹: «یادت نیست؟ هر روز منو می‌زنی.» 🐰: «هیونگ، خودتم همینطوری‌ای.» 🐹: «ما با زدن و خورده شدن زندگی می‌کنیم.»

🐰: «جِجین!» 🐹: «جوِکه!» 🐰: «جِجین!» 🐹: «جوِکه!» 🐰: «جِجین!»

🐹: «خوابم میاد.» 🐰: «باید بخوابیم. باید بریم بخوابیم.» 🐹: «شب بخیر.» 🐰: «شب بخیر. دفعه بعد می‌بینمتون.» 🐹: «(صدای خروپف...)»

🐹: «زود باش بگو دوستشون داری. زود باش بگو ممنونم.» 🐰: «دوستتون دارم.» 🐹: «Ti amo» (دوستت دارم به ایتالیایی) 🐰: «خیلی لعنتی دوستتون دارم!» 🐹: «اوه خدای من... من اینجا نبودم. من توی این اتاق نیستم!» 🐰: «هستی که.» 🐰: «یعنی اینقدر دوستتون دارم. خیلی خیلی دوستتون دارم.»

🐹: «وقتی سوار ماشین می‌شیم، با هم سوار یه ماشین می‌شیم و من می‌گم: “جونگ‌کوک، اگه نمی‌خوای بمیری، کمربندتو ببند.”» می‌خندد 🐰: «من همیشه چه جلو بشینم چه عقب، کمربندمو می‌بندم. ولی جین‌هیونگ همیشه نگرانمه. می‌گه: “جونگ‌کوک، جدی، اگه نمی‌خوای بمیری، کمربندتو ببند.” واقعاً خیلی مراقبمه.» 🐰: «بعد من می‌گم: “بله هیونگ‌نیم، حتماً!”» 🐹: «داری درباره چی حرف می‌زنی؟ تو به پام ضربه زدی!»

🐰: «حالم خوبه.» 🐰: «دارم خوب پیش می‌رم.» 🐰: «همیشه.» 🐰: «به خاطر شما.»

🐹: «به آرمی‌ها بگو دوستشون داری.» 🐰: «دوستتون دارم! خیلی خیلی دوستتون دارم بچه‌ها.» 🐹: «Te amo.» 🐰: «خیلی لعنتی دوستتون دارم!» 🐹: «Aishiteru…؟» (دوستت دارم به ژاپنی)#JIN #JK #LIV و تهیونگ هم بهشون اضافه شد داخل لایو~🐰🐹🐯



Jungkook: «صبر کن، جین هیونگ چند سالته؟» Jin: «من ۳۵ سالمه.» 🐰: «اگه ۳۵ سالته، پس می‌تونی یه لحظه سک//سی داشته باشی 😂»(استغفراللهههه) 🐹: «آیش~ شیی»

🐰: «جین‌شی، بیا اینجا.» 🐰: «من زیاد تو ویورس نبودم.» 🐰: «جین هیونگ همیشه نگران منه.» 🐰: «“جونگ‌کوک‌آ، اگه نمی‌خوای بمیری کمربندتو ببند.”» 🐰: «بعد منم می‌گم: “بله هیونگ‌نیم! حتماً!”» 🐹: «داری درباره چی حرف می‌زنی؟ تو به رون پام زدی.» 🐰: «اون ابراز علاقه‌ست.» 🐹: «اینقدر به رون پام زدی که کبود شده و الان حتی نمی‌تونم نشونش بدم.» 🐰: «نشونش بده.» 🐹: «نه، کبود نشده، نمی‌تونم نشونش بدم.»

🐰: «من این اواخر زیاد تو ویورس نبودم، درسته؟ چون زیاد نیومدم، وقتی برگشتم کره یه لایو گیم می‌ذارم یا کلی پخش زنده انجام می‌دم (با ستاپ دوربین خونه‌م) و با گوشیم هم زیاد لایو می‌ذارم. نگران نباشید~»

🐰: کامنت می‌خونه 🐰: «“خیلی نازه” ... چی؟!» 🐰: 🤨🤨🤨

V: «داری چیکار می‌کنی؟» 🐰: «من؟ لایوم. الان می‌خوام لایو رو تموم کنم.» 🐯: «تمام این مدت لایو بودی؟» 🐰: «نه، همینجوری اونجا بودم، بعد یکی زنگ زد بهم.» 🐯: «زود باش، بیا دیگه.» 🐰: «دارم میام. ولی هیونگ...» 🐯: «نباید خوابت ببره.» 🐰: «اگه بگم کجا داریم می‌ریم چی؟ الان باید مخفی باشه، نه؟» 🐯: «چی؟ شهربازی؟ آه» 🐰: «شهربازی؟ داریم می‌ریم شهربازی؟» 🐯: «معلومه!» 🐰: «باشه، کدوم شهربازی؟ همونی که نزدیک سانتا مونیکاست؟» 🐯: «آره~»
دیدگاه ها (۰)

جیمینی برای آرمیا بوس فرستاد✨😭#concert

آپدیت استوری ته ته🐻— منم جزوه بی تی اس هستم ولی حس می‌کنم هم...

عکس های منتشر شده از روز چهارم کنسرت لاس وگاس

🐰 هر بار سوار ماشین می‌شم، چه همون لحظه چه یکم بعدش، همیشه ک...

🐹 جِی‌کییی~🐰 جیییییین~~~~🐹 تا دیدم لایو گذاشتی سریع دویدم او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط