{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم

زخمه بر جانم بزن تا پای جان هم حاضرم

نغمه غمناک تارت شور و حال دیگری است
فکر غم را هم نکن! در این موارد ماهرم!

باطنم دریای توفانی است با امواج بغض
گول چشمم را نخور بگذر تو هم از ظاهرم

امشب از دیوانگی رنگ جنون دارد دلم
بین مجنون های عالم , گونه ای بس نادرم!

با همین ساز و همین ابیات جادو می کنم
هرکه نشناسد مرا گوید که شاید ساحرم!

با زبان تارت اکنون صحبتی با من بکن
پاسخت را شعر می گویم کنارت شاعرم!

کارمان اخر به مستی می رسد از سوز عشق
گرچه از خود بی خودم امشب پریشان خاطرم!
دیدگاه ها (۱۸)

یک شب رو به آسمان کردم و و به ماه گفتم چرا عشقم یه گل رز رو ...

دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت ب...

سکوت میکنیم...به یاد تمام دوستت دارمهایی که در گلو ماند...سک...

سنگ قبر عشق من باشد کجا ؟!نبش قبرش میکنم ،خواهم تورامن برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط