{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی عذاب اور

.زندگی عذاب اور «۱۱»

وقتی چیفویو بیهوش، شد من سری برگشتم تو اتاقم چون عروسکمو یادم رفت)
من:: نی چان عروسکمو می___ نی چانننننن
رفتم سمتش»
جیغ زدم:: باجیییییییی😭
باجی با عجله اومد *
باجی:: چی شدهههههه
باجی:: چیفویوو...
فلش بک:: باجی چیفویو رو گذاشت تو تخت و رفت یکم دارو بگیره برای چیفویو )
نشسته بودم کنار تخت*
چیفویو بیدار شد)
چیفویو:: چ.. چیکو
من:: هوم.. پی چانن🥺
رفتم تو بغلش*
چیفویو:: اروم داداشی خوبه باشه؟
من:: اگه خوب بودی بیهوش نمیشدی😭
چیفویو:: من فقط یکم خسته بودم
چیفویو سرمو ناز کرد)
من:: نی چان چرا صدای نبض قلبت انقدر اروم و کم صداس؟ ( سرمو گذاشتم رو قفسه سینش برا همین میتونم نبصشو بشنوم)
چیفویو:: مگه چیه؟
من:: صداش ارومه و عادی نمیزنه خیلی اروم میزنه
چیفویو:: بهش توجه نکن
چیفویو:: وایسا ببینم این گوشواره ای که انداختی ماله من نیست؟؟
من:: نه اصلاااا
چیفویو دستشو برد سمته گوشش و دید گوشوارش نیس)
چیفویو:: چیکووووو😮‍💨
من:: میو(ฅ´ω`ฅ)
چیفویو:: باشه برای امروز اشکالی نداره فقط گمش نکن
برق خاموش شد و وقتی روشن شد من دیگه اونجا نبودم و غیب شدم..)
چیفویو:: ها.. چیکووو
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

پروفایلم تغیر کردد ฅ^•ﻌ•^ฅ

شینجیرو سانومایکی

زندگی عذاب اور «۱٠» چیفویو:: حتما توحم زدی عزیزممایکی:: ر...

من رو به دوستام:: من برا هیچ خری میو نمیکنم🗿دو دقیقه بعد پ...

زندگی عذاب اورد « ۴»چیفویو:: منظورش چیه... من:: چی شده داد...

زندگی عذاب اور «۱۷» سری چیفویو رو بردیم بیمارستان*چند ساعت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط