{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد

‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد
شروع کردم به عکس گرفتن
گفت دستای من یخ‌زده تو داری عکس میگیری؟
به جای اینکه عکس بگیری بیا کمکم کن
گفتم چشم
تا خواستم کمکش کنم خندید و گفت شوخی کردم.
امروز تو کمکم کنی فردا و پس فردا کی کمکم کنه. عکس بگیر شاید صدای ما جایی برسه

ـــــــــــــــــــــــ

‏کولبرها در زمستان سخت و وحشتناک کوه‌های زاگرس این‌گونه کار می‌کنند !
نه بیمه هستند نه خبری از پول آنچنانی هست. آینده ای در کار نیست. این‌جاست که باید گفت لعنت بر این زندگی ...😞
دیدگاه ها (۶)

#چیدمان #ایده #طرح #طراحی #عکس #عکسنوشته #عکاسی #عروس #عاشقا...

ﺑﮕﺬﺍﺭ امروزﺑﻪ ﭘﺎﺱ💗 ﮔﺸﻮﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ💗 ﺳﺮ ﺑﺮ ﺳﺠﺪﻩ ...

آرومم مےڪنہ...❣ آرومم مےڪنہ دیدنت آرومم مےڪنہ بودنت❣ آرومم م...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۵۶و از اتاق اومدم بیرون. نابا...

#چرا_ولم_نمیکنی. ادامه #part7هیونجین سرش را کمی کج کرد. چیز...

ویو آتدستشو از رو دهنم کشیدم کنار+باشه حالا...چرا انقدر ازش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط